الشيخ أبو الفتوح الرازي

312

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ساله راه به صعود ( 1 ) بر شدن ، يعنى اگر يكى از بنى آدم خواهد تا قطع آن مسافت كند به هزار سال قطع تواند كردن بر اين تأويل . معنى آيت وصف مقدار عروج فريشتگان باشد به آسمان ، و مقدار مدّت نزول ايشان . امّا قوله : تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْه فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه [ خَمْسِينَ ] ( 2 ) أَلْفَ سَنَةٍ ( 3 ) ، بر اين تأويل مدّت مقدار مقطع مسافت باشد از زمين تا به سدرهء منتهى ( 4 ) كه مقام جبريل است . گفت جبريل و فريشتگان ( 5 ) كه با او باشند از ساكنان سدرهء منتهى ( 6 ) پنجاه هزار ساله قطع مسافت كنند در روزى از روزهاى دنيا ، اين معنى قول مجاهد است و قتاده و ضحّاك . ابو هريره روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : يك روز فريشته‌اى آمد به نزد من از خداى تعالى به پيغامى ( 7 ) . چون پيغام بگزارد ، يك پاى بر گرفت و بر آسمان نهاد و دگر پايش بر زمين ( 8 ) . بعضى دگر گفتند : معنى آيت آن است كه خداى تعالى تدبير مىكند كارهاى دنيا ( 9 ) از آسمان تا به زمين در مدّت ايّام بقاى دنيا ، آنگه كار و تدبير كار با او شود پس انقضاء و انقطاع ايّام دنيا در روزى كه مقدار او هزار سال بود ، و آن روز قيامت است . و امّا قوله : خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ( 10 ) ، و جمع ميان اين دو آيت گفتند معنى آن است كه : اين روز بر كافر چنين باشد و بر مؤمن چندانى باشد كه مردى نمازى از نمازهاى فريضه بگزارد . و گفتند : روز قيامت روزى است [ 231 - پ ] كه آن را آخر نباشد ، ممتنع نبود كه اوقاتى را از او هزار سال نام نهند و اوقاتى را پنجاه هزار سال ، و روا باشد كه اين خبر بود از اهوال ( 11 ) و شدّت او بر طريق مبالغت ، چه عرب ايّام شدّت و مكاره را به طول وصف كند ، و ايّام سرور را به قصر ، و اين شايع است بنزديك عرب و

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد . ( 3 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيهء 4 . ( 6 - 4 ) . آج ، لب : سدرة المنتهى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : فرشتگانى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : تعالى پيغامى آورد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بود . ( 9 ) . آط ، آج ، لب ، مش را . ( 10 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيهء 4 . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب او .